X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

دختر کهکشان تاریک

عاشقانه من
پنجرتو بازکن یه بار دیگه ببینمت خدا

بسه دیگه چقدر دوست داشتن و چقدر نفهمیدن چقدر یه نفر و دوست داشته باشی اخرش برگرده دروغ بهت بگه حیف واقعا حیف چرا بعضیا حتی لیاقته فکر کردنو هم ندارن چرا خدا ادمای شبیه هم و بهم نمیرسونه چرا همش باید سره راهت یکی باشه که ۱۰۰۰ درجه با تو فرق کنه چرا ایمانشو ادم باید بخاطرش بده چرا خدا مگه نمیگی نمیخوای بنده هات گناه نکنن پس چرا سره راهشون دامه گناه رو میگذاری ادم باید چقدر ایمان داشته باشه تا بفهمه بابا این گناه خدا داره امتحان میکنه چقدر ادم باید تو خودش بشکنه و کسی نفهمه بعده کلی محبت تازه میفهمی ای بابا این ادمه ادمش نبود  چرا واسه بضیا عشق زیاده خدا این همه همش تقصیره تو هستش خسته شدم مگه نمیگی بنده هات و دوست داری خدا منم یه بندتم بنده ای که حتی اندازه ی یه قطره شبنم یا یه قطره اشک دوستش نداری باشه خدا توهم تنهام بذار تو هم منو دوست نداشته باش تو هم بینه بنده هات فرق بذار یه امیدم تو بودی ولی حالا که میبینم میفهمم همه رو تو میخوای تو خواستی حکمتش چیه نمیدونم شاید تو بدونی.......پس بازم پنجرتو بازکن یه بار دیگه ببینمت خدا.

+نوشته شده در جمعه 24 اسفند‌ماه سال 1386ساعت05:27 ب.ظتوسط مونا | نظرات (5)

k3cod.com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست