واژه هایم را به دست دزدی سپردم که مرا شبانه از من برد!
و من در سکوت شب ترسیدم!
.......................................
نوزادی گفت: سکوت می کنم چون هنوز به حرف نیامده ام.
کودکی گفت: سکوت می کنم چون باید اجازه بدهم بزرگترها حرف بزنند.
نوجوانی گفت: سکوت می کنم چون به سن قانونی نرسیده ام.
جوانی گفت: سکوت می کنم چون فریاد را نیاموخته ام.
میانسالی گفت: سکوت من اجازه زندگی است.
کهنسالی گفت: می توان با یک گلیم کهنه هم روز را شب کرد/ می توان با هیچ ساخت/ می توان صد بار هم مهربانی را ، خدا را و عشق را با لبی خندان تراز یک شاخه گل تفسیر کرد/ می توان بی رنگ بود/ می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت: سکوت از هر چیز دیگر بهتر است!!!
........................
سکوت یعنی" به من چه؟"، یعنی "من بهتره چیزی نگم".
سکوت یعنی "من تهدید شدهام و نمیتوانم چیزی بگم"، یعنی "حوصله و یا توان دردسر را ندارم".
سکوت یعنی "نکنه ناراحت بشه؟"، یعنی "بهم گفته چیزی نگو".
سکوت یعنی "میترسم"، یعنی "جرات ندارم".
سکوت یعنی "نمیصرفه چیزی بگم"، یعنی" نمیدونم چی بگم."
