دختر کهکشان تاریک

عاشقانه من
غباری از تنهایی.......

در مهمان خانه زندگی وقتی غبار از پنجره های

دل با اشگ دیده زدودم به خود نهیب زدم که

ای مسافر خسته و درمانده در چمدان سفر

خود چه اندوخته ای که لحظه ها میگذرد و زمان،

زمان رفتن است.

 

 

+نوشته شده در شنبه 15 دی‌ماه سال 1386ساعت09:32 ب.ظتوسط مونا | نظرات (2)

k3cod.com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست