X
تبلیغات
رایتل

دختر کهکشان تاریک

عاشقانه من
یک پنچره برایم کافیست....

یک پنجره برای من کافیست ولی چرا من ان یک پنجره راهم   ندارم که بتوانم همه را بی پروا بدون نفرت وبا دوست داشتن نگاه کنم بدون محو شدنشون که از بخار نفسهایم محو میبینمشان نگاه کنم ببینم منم کسی را عاشقانه میتوانم دوست داشته باشم ولی چگونه ایا کسی عاشق است یا عشق یا اسطوره یا افسانه بیشتر نیست به چه کسی میتوان گفت اری او چگونه بی تفاوت است و من عاشق به چه کسی میتوان اعتماد کرد که عشق را بتوانی ماننده هدیه ای سراسر علاقه تقدیمش کنیم   و به او بگویی دوستت دارم وعاشقانه ستایشت میکنم .

گل سرخی به او دادم گل زردی به من داد برای یک لحظه ی

ناتمام قلبم از تپش افتاد با تعجب پرسیدم مگر از من متنفری؟

گفت نه باور کن نه ولی چون واقعا ترا دوست دارم نمی خواهم

پس از آنکه کام از من گرفتی برای پیدا کردن گل زرد زحمتی به

خود هموار کنی.

 

+نوشته شده در شنبه 15 دی‌ماه سال 1386ساعت04:36 ب.ظتوسط مونا | نظرات (4)

k3cod.com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست