X
تبلیغات
زولا

دختر کهکشان تاریک

عاشقانه من
قسمت نبود...

سلام خوبید؟خداروشکر خوشبحا له انوادم دارن میرن مشهد ولی من لایقش نبودم حتی امام رضا هم من رو نخواست . خیلی دلم میخواست میرفتم ولی درسا واقعا سنگینه نمی دونم شایدم نطلبیدم نمی تونم اصرار داشته باشم شاید صلاحیه برای همه دعا میکنم و این توقع هم دارم متقابل باشه چند روزیه تو فکر عاقبت بخیر شدنم فکر میکنم به خودم میگم یعنی من عاقبتبخیر میشم یعنی این روزگار با این همه ابزاره گناه میزاره من عاقبت بخیر بشم .خودم خیلی سعی کردم دور از ابزارا باشم ولی میدونید که به الاخره من یه جونم تجربه ندارم نمی تونم با نفسه خودم بجنگم و از هیچ کدوم از ابزار استفاده نکنم.نمیدونم بازم فقط از  خدا کمک میخوام فقط خودش.


حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو
گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم

بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم

سینه تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیست دل مسکینم

من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر
این متاعم که همی‌بینی و کمتر زینم

بنده آصف عهدم دلم از راه مبر
که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآیینم

حافظ
+نوشته شده در سه‌شنبه 22 آبان‌ماه سال 1386ساعت04:18 ب.ظتوسط مونا | نظرات (3)

k3cod.com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست