X
تبلیغات
رایتل

دختر کهکشان تاریک

عاشقانه من
از مستی حذر کن......
 

پیش آن سلسله مو مشت ما وا شده بود

وسط اینهمه کوه تیشه رسوا شده بود

همه بر ساحل عشق تشنه می رقصیدند

روح مرموز اتش مثل دریا شده بود

بهترین لحظه ی عشق با تو پیدا شده بود

باز غوغا شده بود باز غوغا شده بود

گرچه ای دف زن مست شیشه ی باده شکست

یک بغل مستی نور قسمت ما شده بود

دیدم اهریمن شب در شب کشتن خویش

انقدر نی زده بود تا اهورا شده بود

رفته بودم به ببرش پیرهن پاره کنم

یوسف از فرط جنون چون زلیخا شده بود  


  
مست است دل تنگم از مست حذر باید 
 
 
+نوشته شده در سه‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1386ساعت08:39 ب.ظتوسط مونا | نظرات (6)

k3cod.com

خدمات وبلاگ نویسان-بهاربیست